کسی میخوابد و خوابش نمیگیرد

مهر ماه

سلام.

بازم اول مهر شد. گرچه هیچ وقت برای مدرسه رفتن اشتیاقی نداشتم( به جز سال اول دبستان!) اما امسال انگار یه جور دیگه ست. شاید چون سال آخرمه.

در و دیوار اتاقمو پر از یه سری جملات و شعار ها کردم.( هر کی بخونه میگه چه اعتماد به نفسی!) اون اتاق نامرتب حالا تبدیل شده به یه مکان کاملا با نظم و مرتب. همراه با زباله هایی که از اتاقم خارج کردم یه سری وابستگی ها رو هم دور ریختم. یه سری عادت های بد رو. و در عوض قراره عادت های دیگه ای جانشینشون بشن.

یکی از تاثیرات مثبت اعتکاف نزدیک شدن به امام زمان بود. حالا دیگه میتونم تو ذهنم تصورش کنم. حالا باورم شده که ما رو دوست داره. و این سال تحصیلی رو با یاد اون شروع کردم. و باهاش یه عهد بستم. امیدوارم بتونم به عهد و پیمانم پایبند بمونم تا اون هم کمکم کنه. این اولین باریه که ازش چیزی میخوام. یه جورایی ته دلم قرصه.

احتمالا کمتر میتونم بیام و بنویسم و بخونم. همگی شاد و موفق و پیروز باشید.

...

پيام هاي ديگران()        link        ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ - ٢ مهر ۱۳۸٤ - ستایش