کسی میخوابد و خوابش نمیگیرد

سلام...!

به نام خدا

امتحانات مستمر میان ترم تمام شد. بعد از یه فرجه ی دو هفته ای باز امتحانات پایانی شروع میشن و تقریبا یک ماه باید تمام روز رو درس بخونم. چه وحشتناک!

تو این مدت که برای مسابقات تفسیر قران سعادت خوندن تفسیر سوره ی واقعه رو داشتم بیشتر به لذت خوندن این کتاب پی بردم. وقتی که خدا باهات حرف میزنه و دقیقا خودت رو مخاطب قرار میده میگه: ای انسان! و تو سراپا گوش میشی. چه لذتی بالاتر از این؟ وقتی تو رو به مکانی بشارت میده که توی اون هیچ چیزی جز سلام وجود نداره، وقتی بشارت میده به اینکه خودم به بنده هام سلام میکنم! میشه تصور کرد که پروردگارت، خالقت بهت سلام کنه؟ معبود به عبد سلام کنه؟ پس چقدر دوست داشتنیه این مکان!

قدیر جان تو که نمیخوای از قران و چگونگی پیدا کردن این کتاب عزیز با من حرف بزنی اما بذار من بگم که از غرق شدن توی آیاتش چه احساسی بهم دست میده... میری تو یه دنیای دیگه و زمانی که آیاتش رفت توی گوشت و پوست و استخونت، از شنیدنشون مست میشی و فقط دلت میخواد گریه کنی! مگه نه؟

مهدی جان کتابت خیلی بهم کمک کرد. کتاب فوق العاده ایه. مختصر و مفیده. برای دوباره خوندنش اونو پیش خودم نگه داشتم که بعد برگردونم به صاحبش. شرمنده!

شعر فرياد هم از فريدون مشيزی عزيز بود که متاسفانه فراموش کردم اسمش رو بنويسم.

«اما انسان هنگامی که خدا او را به رنج و غمی مبتلا سازد سپس به کرم خود او را نعمتی برای آزمایش و امتحان بخشد،در آن حال گوید: خدا مرا عزیز و گرامی داشت! » «و چون او را باز برای آزمودن تنگ روزی و فقیر کرد، گوید: خدا مرا خوار کرد!» سوره ی فجر ايات ۱۵ و ۱۶

خدایا معذرت میخوام که ما گاهی زیادی انسان میشیم.....

...

پيام هاي ديگران()        link        ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ - ٩ اردیبهشت ۱۳۸٤ - ستایش