کسی میخوابد و خوابش نمیگیرد

دعا ميکنيم!

پسرک به بازی کردن دوستانش خیره شده بود. شاید از مغز کوچکش فکر اینکه ای کاش می توانست پا به پای آنها بدود خطور کرده بود. شاید هم در قلب کوچک 4 ساله ی خود این آرزو را داشت. می دانید مشکل کجا بود؟

یکی از پاهایش چند سانتی متر از آن دیگر کوتاه تر بود. این چند سانت را خدا در دوران جنینی از آن پسرک گرفته بود. به دلیلی که برای هیچ کدام از اطرافیانش معلوم نبود. پسرک چشم آبی چند بار عمل کرده است اما هنوز نتیجه ی خوشایندی حاصلش نشده.

بچه ها بیایید برای این کودک دعا کنیم. خدا دعای جمع را رد نمیکند.

از خدا بخواهیم آن چند سانتی متر استخوان را به او باز گرداند.

از خدا بخواهیم اجازه دهد او مثل همه ی ما راه برود، بدود و بازی کند.

از خدا بخواهیم او را به سفر ببرند نه برای بستری شدن روی تخت بیمارستان، بلکه برای لذت بردن از کودکی اش. از 4 سالگی اش!

بخواهیم لبخند را جایگزین اشک های یک مادر کند.

پسر کوچولو ما برایت دعا میکنیم!

...

پيام هاي ديگران()        link        ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ - ٢٧ اردیبهشت ۱۳۸٤ - ستایش