کسی میخوابد و خوابش نمیگیرد

دوست

سلام.

همین الان از خونه ی زهره قدیمی ترین دوستم برگشتم. اصلا دلم نمیخواست بیام خونه. نفهمیدم چه طور گذشت. بعد از 6 سال دوباره رفتم خونه شون. حیاطشونو که دیدم دلم لرزید... یاد بچگیا افتادم. چه کاراااایی!!

درست به اندازه ی 6 سال حرف واسه گفتن داشتیم اما وقت نبود. موقع رفتن گفت دیگه نذاریم این زنجیر دوستی پاره بشه.بهم یه کارت پستال و یه قاب کوچیک داد. با خط قشنگش اینا رو روش نوشته بود:

حرمت رنگ گل از

رنج گل گمگشته ست.

عطر گل،

خاطر عطر کسی ست،

که نمی دانی کیست،

می آید، یا رفته ست.

به امید اینکه این شروع هیچ پایانی نداشته باشد.

خیلی خوشحالم . امروز یه روز فوق العاده بود. هم اینکه یه عالمه گریه کردم و سبک سبک شدم. و هم 2 ساعت از وقتمو با زهره گذروندم.

حقیقته که شازده کوچولو میگه:

داشتن یه یه دوست عالیه...حتی اگه آدم دم مرگ باشه.

...

پيام هاي ديگران()        link        ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ - ٤ امرداد ۱۳۸٤ - ستایش