کسی میخوابد و خوابش نمیگیرد

واقعا دوستت دارم!

سلام.

با کمی تاخیر تولد حضرت عیسی رو تبریک میگم. و بعد تولد داداشم امین رو.

امروز اولین امتحانمو دادم و یه نفس راحت کشیدم. و 27 این ماه بالاخره این ترم هم تموم میشه و به قول دبیر فیزیکمون میره پی کارش!

روز تولدم یه عالمه تبریک داشتم و یه عالمه هدیه. و مهم تر از همه این بود که بهترین دوستام خونه مون جمع شدن و ساعات قشنگی رو دور هم داشتیم. خلاصه ش اینکه خیلیییییی خوش گذشت!

همین جا از همه ی دوستای خوبم تشکر می کنم. فاطمه، آنا، مهرناز،زهره، فروغ، فردوس و زهرا. و مهرنوش خودم (مهرنوش گلم مرسی از تبریکت )و همینطور اقا منصور.

اما توی هدیه های مهرناز یه شعر فوق العاده بود که واقعا لازم میدونم بنویسمش نه فقط به خاطر زیباییش بلکه به خاطر حرفی که میزنه. و حرف دل همه ی آدماست فکر میکنم:

واقعا دوستت دارم.

واقعا دوستت دارم

گرچه شاید گاهی

چنین به نظر نرسد

گاه شاید به نظر رسد

که عاشق تو نیستم

گاه شاید به نظر رسد

که حتی دوستت هم ندارم

ولی درست در همین زمان هاست

که باید بیش از همیشه

مرا درک کنی

چون در همین زمان هاست

که بیش از همیشه عاشق تو هستم.

ولی احساساتم جریحه دار شده است

با این که نمی خواهم

میبینم که نسبت به تو

سرد و بی تفاوتم

درست در همین زمان هاست که میبینم

بیان احساساتم برایم دشوار میشود

اغلب کرده ی تو، که احساسات مرا جریحه دار کرده است

بسیار کوچک است

ولی انگاه که کسی را دوست داری

آن سان که من تو را دوست دارم

هر کاهی کوهی میشود

و پیش از هر چیزی این به ذهنم میرسد

که دوستم نداری

خواهش میکنم با من صبور باش

میخواهم با احساساتم

صادق تر باشم

و میکوشم که این چنین حساس نباشم

ولی با این همه

فکر میکنم که باید کاملا اطمینان داشته باشی

که همیشه

از همه ی راه های ممکن،

عاشق تو هستم.

و یه سوال: خدا آدمو افرید و به فرشته ها گفت سجده کنید اما شیطان سجده نکرد. چرا؟ غرور و تکبر یا حسادت؟! و یا شاید تلفیقی از هر دو؟

همگی پاینده و پیروز باشید...

...

پيام هاي ديگران()        link        ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ - ۸ دی ۱۳۸٤ - ستایش