کسی میخوابد و خوابش نمیگیرد

سلام.

امشب حال خوبی واسه نوشتن ندارم. در اولین فرصت که از خوشحالی در حال پرواز کردن و جیغ کشیدن بودم حتما مینویسم. امیدوارم حالتون خوب باشه و شرمنده بابت اینکه این مدت نتونستم به وبلاگای قشنگتون سر بزنم. اونم در اولین فرصت انشا الله.ظهر که روزنامه میخوندم یه شعر به نظرم جالب اومد:

عمر بگذشت به بی حاصلی و مسخرگی

چه توانی که ز کف دادم مفت

من ندانستم و کس نیز به من هیچ نگفت

قدرت عهد شباب

می توانست مرا تا به خدا پیش برد

لیک بیهوده تلف گشت جوانی

هیهات و صد افسوس که چون عمر گذشت

معنی اش فهمیدم!

البته میدونم که خیلی تلخه یه آدم سن و سال دار اینو بگه. خیلی از ما نمیدونیم در حال حاضر از زندگی چی میخوایم. من که همیشه یادم میره.

یادم باشه حتما و حتما یکی از خطبه های امام علی رو براتون بنویسم. یادم نره!

...

پيام هاي ديگران()        link        ٧:٢٩ ‎ب.ظ - ٤ اسفند ۱۳۸٤ - ستایش