کسی میخوابد و خوابش نمیگیرد

بزرگترين آرزويم چيست؟!

سلاااااام.

خواستم کامپیوترو خاموش کنم اما بعد گفتم لعنت به دل سیاه شیطون! بذار به روز کنم.آخه فردا امتحان دارم و هنوز چیزی نخوندم و یه درس خفن زیست شناسی که آدم بعد از خوندنش برق از کله ش میپره!فرایند فتوسنتز و تنفس سلولی و تخمیر رو توی گیاهان سبز و جلبکا میخونیم. عظیم ترین کارخونه های دنیا هم نمیتونن نظم یه برگ رو داشته باشه. از اون موقع به برگا یه جور دیگه نگاه میکنم. وقتی یه برگ سبز کوچولو رو نگاه میکنم سعی میکنم تمام اون اتفاقاتی که الان داره توش میوفته رو مرور کنم و واقعا حیرت آوره! خدایا شکرت.

قرار بود یکی از خطبه های قشنگ امام علی رو بنویسم اما دیدم زیاده و وقت شما رو میگیره ولی ارزش خوندن داره. نمیدونم نهج البلاغه رو خوندین یا نه. اما اگه ندارین حتما یکی ازش بخرین. واسه تکون دادن یه آدم و ساختن یه زندگی خوب کافیه. دید آدمو نسبت به دنیا و زندگی عوض میکنه و بعد از یه مدت میبینی که خیلی چیزا ارزششونو واست از دست دادن و زندگی کردن خیلی برات آسون و بی تکلف تر شده.

باید خیلی چشمامونو باز کنیم. باید گوشامونو تیز کنیم. برای شنیدن صدای خدا. آخه هر لحظه داره با ما حرف میزنه و موقعیتای خیلی باارزش و خوبی رو برای ما پیش میاره اما ما اکثرشونو نمیفهمیم. توجه نمیکنیم و آسون از کنارشون میگذریم. چند وقت بود که هدفمو تو زندگی گم کرده بودم. دوباره نشستم یه لیست از سوالاتی که باید حتما جوابشونو پیدا میکردم نوشتمو به یکی یکیشون جواب دادم. تو اون دو روزی که به جواب این سوالات و خودم و زندگیم و خدا فکر میکردم درس رو هم تعطیل کردم. و حالا سوالات:

من کیم؟

چرا زندگی میکنم؟

برای چه کسی زندگی میکنم؟

چه کسانی رو تو زندگیم دوست دارم؟

به چه کارایی علاقه دارم؟

هدفم از زندگی چیست؟

عیب ها و ضعف ها و عادات بدم چیست؟

نکات مثبت اخلاقی من چیست؟

چرا درس میخوانم؟

چه معیاری برای اعمال نیک و بد دارم؟

به خواندن چه کتابهایی علاقه دارم؟

رضایت چه فرد یا افرادی برایم مهم است؟

بزرگترین آرزویم چیست؟

به چه چیزهایی دلبستگی دارم؟

چه برنامه ای برای آینده م دارم؟

چه معیاری برای دوست داشتن دیگران دارم؟

برای خدا چه طور بنده ای هستم؟

چقدر از خودم رضایت دارم؟

توقعم از خودم چیست؟

توقعم از کسانی که دوستشان دارم چیست؟

توقعم از مردم عادی چیست؟

و به تک تکشون جواب دادم.اینجوری تکلیف خیلی چیزا واسم روشن شد. اما سعی کنید عادتای بدتون رو زود و برای همیشه ترک کنید. چون ناخواسته ادمو نابود میکنن و بی خبر روح رو فاسد میکنن. مثل عادت جر و بحث کردن با دیگران!

و حداقل جواب اون دو سه سوال آخر رو حتما پیدا کنید. ببینید تو زندگی کیا رو خیلی دوست دارید. پدرتون؟ مادرتون؟ همسرتون؟ بچه تون؟ دوستتون؟ و بعد ببینید توقعتون از اونا چیه؟ تو یه صفحه اونا رو تعریف کنید. نیازهای خودتون رو بنویسید و ببینید اونا تا چه حد میتونن نیازای شما رو براورده کنن. و در آخر اون چیزایی که خیلی واستون مهمه رو یه جا دیگه یادداشت کنید. من یه روز تمام نشستم و این کارو کردم. نتیجه ش شگفت آور بود. خیلی از توقعات بیجامو کنار گذاشتم و الان راحت ترم. اینجوری دیگه کمتر از دست این و اون و به خصوص اونایی که خیلی واسم عزیزن دلگیر میشم.

و یه چیز دیگه: هر چقدر که ایمان و توکل آدم به خدا بیشتر میشه به همون میزان توقعاتش از دیگران کمتر میشه. همه چیزو از خدا بخواه حتی عشقی که تو روابطت با دیگران نیاز داری!!!

از پیامبر روایت شده: « خدا را صد رحمت است از آن صد رحمت یکی را در دنیا جلوه داد و در میان بندگان پراکنده کرد. و نود و نه دیگر را در خزانه ی احسان خود نگاهداشت تا در آخرت ان یک را به این نود و نه اضافه کند و بر بندگان نثار فرماید.»

 وااااای ساعت 4 شد و من هنوز اینجام. برم که خیلی درس دارم............

...

پيام هاي ديگران()        link        ٤:٠٧ ‎ب.ظ - ۱٢ اسفند ۱۳۸٤ - ستایش