کسی میخوابد و خوابش نمیگیرد

سفر

توی این مسافرت چهار روزه، دقیقا دو روزش رو توی راه بودیم. گرچه خیلی خسته کننده بود، اما به دیدن منظره های طبیعت می ارزید. خیلی چیزا رو از نزدیک دیدم. خیلی نزدیک. ابرهای سفید و تپل!، دریاچه، آبشار، جنگل و درخت، کویر و آسمون پر ستاره ی کویر، کوهستان ، مزرعه و روستاهای کوچیک و جالب تر از همه چادرهای عشایری با یه عالمه گوسفند....
چقدر عالی، چقدر شگفت انگیز بود! بودن توی شهر فرصت دیدن خیلی چیزا رو از آدم میگیره. ستاره های آسمون شهر رو میشه شمرد. یک، دو، سه، چهار،...... و رودخونه ها آلوده میشن. ابرها کم و بد رنگن. ولی مسافرتهای گاه به گاه به طبیعت روحتو دوباره تازه میکنه. و یادت می افته که چه خدای توانا و با عظمتی داری. ...

پيام هاي ديگران()        link        ۸:٠٥ ‎ب.ظ - ٢٧ امرداد ۱۳۸٦ - ستایش